<html>








![]()

![]()
















![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
اندوهت را با من قسمت كن ، شاديت را با خاك و غرورت را با جوي نحيفي كه ميان سنگستان مثل گنجشكي پر مي زند و مي گذرد اسب لخت غفلت در مرتع انديشه ما بسيار است با شترهاي سفيد صبر در
واحه تنهايي ، مي توانيم به ساحل برسيم ، وازآنجا ناگهان با هزاران قايق، به جزيره های تازه برون جسته مرجان ، حمله ور گرديم تو غمت را با من قسمت كن ، علف سبز چشمانت را با خاك تا مداد من ، در سبخ زار كوير كاغذ ، باغي از شعر برانگيزدتا از اين ورطه بي ايمانی ، بيشه اي انبوه از خنجر برخيزد
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()



اوایل تو را باور نمی کردم ولی کم کم تو را حس کردم
باورم شد تو همان غریبه ی اشنا که از وقتی وجودم عشق را پذیرفت یک لحظه رهایم نکردی
دوستت دارم چرا که می توان اوایل تو را باور نمی کردم ولی کم کم تو را حس کردم با تو ازشهر غم و اندوه به شهر عشق و شادی سفر کردبا تو ای غریبه ی اشنا می توان تا اوج ارزوهاپریدو همراه با تو به اعماق سکوت پر کشید پس ای اشنا یگانه عشقم با من بمان و لحظه ای از دشت وسیع قلبم تنهایم نگذار ز چشمانم اشک می با رد در آن اشکها یم تو را می بینم و انها را زود پاک می کنم تا کسی تو را نبیند

























![]()

کاش بودی تا دلم تنها نبود
تا اسیر غصه فردا نبود
کاش بودی تا نگاه خسته ا
بی خبر از موج و دریا نبود
کاش بودی تا دو دست عاشقم
غافل از لمس گل مینا نبود
کاش بودی تا زمستان دلم
این چنین پر سوزپر سرما نبود
کاش بودی تا فقط باور کنی
بعدتو این زندگی زیبانبود
بعد تو این زندگی زیبا نبود

من ساليان سال در بدر به دنبال عشق گشته ام
من تمام سرزمينهاي دور را
در جستجوي عشق زير پا گذاشته ام
من در پس کوچه هاي عاشقي
دلم را ، رد تک تک خانه ها يش جا گذاشته ام
من در تاريکي شبهاي تنهايي
از همه اين کوچه ها گذشته ام
من چه غزلهاي عاشقانه براي عشق سروده ام
من آتش عشق را ، در دل همه عشاق افروخته ام
من خوشه عشق را به گيسوي دختران زيبا آويخته ام
من جرعه جرعه شراب عشق را ، با تو نوشيده ام
من چه شبها به ياد عشق تو تا به سحر گريسته ام
من در زندان تنهايي بدون عشق افسرده ام
براي رسيدن به تو
پا پيش گذاشتم
خودم را قسمت كردم
تو را سهم تمام روياهايم كردم
انصاف نبود
تو كه ميدانستي با چه اشتياقي
خودم را قسمت ميكنم
پس چرا
زودتر از تكه تكه شدنم
جوابم نكردي
براي خداحافظي
خيلي دير بود
خيلي دير







به یادش وبه یارش

وقتی که در ایوان دل تنگی هایت می نشینی
وقتی که پشت یک پنجره ی بارانی
بی هوا شاعر می شوی
کسی هست که می شود به او پناه برد
کسی که در شب می تواند دل تنگی ها را با او
قسمت کرد
نگا هت را لز سنگ فرش های خیس و سرد
کو چه های باران زده جدا کند
تا چه وقت می خواهی درکوره راهایی
که برای خود آفریدی قدم برداری؟
می توان از تاریکی ها گذشت
می توان خود را در کوچه سبزهای باور
دوباره یافت یک نفر هست
شب دلتنگی هایت را با او قسمت کن


آرامش روح در زندگي آميخته به معنويت و خدا جويي است




بچه كه بودم فقط بلد بودم تا 10 بشمرم نهايت هر چيزي همين 10 تا بود
از بابام بستنی که می خواستم۱۰ تا می خواستم
مامانم رو ۱۰ تا دوست داشتم
خلاصه ته دنیا همین ۱۰تا بود
واین ۱۰تا خیلی قشنگ بود
وحالا نمی دونم ته دنیا چقدره؟
نهایت دوست داشتن چند تاست؟
انگار خیلی هم حریص تر شدم!!
۱۰تا بستنی هم کفافمو نمیده
اما می خوام بگم دوستت دارم
می دونی چقدر؟؟
به اندازه همون۱۰تای بچگی
درد دلي با تو
درد دلی با تو که از عشقت دلگیری و دیگر صدای تیشه ات به گوش کسی نخواهد
رسید. شبهای سربی عشقت را به خاطر سپرده ای و افسرده تر از همیشه در پی
ردپایی عاشقانه بر قلب شکسته ات هستی .. ا
روزهای دلتنگی تو را می شناسم و آشنایم با احساسی که داری.
می دانم چگونه قلب
عاشقات را در زیر لگدهای سهمگین خود له کرده است
"
تکرار کرده ای و در آینه زنگار گرفته
ای اشک چشمانت را دیدی با خود فکر کرده ای که چه شد که عشق بازی شد؟
چه شد که آفتاب زمانه صورت عشق را سوزاند
و آسمان حتی یک قطره هم نگریست تا سوزشش التیام بگیرد؟
چه شد که فرشته ها با دستان پاکشان
جمله ناپاکی را در ترانه هایمان گماشته اند؟
آرز عیب نیست ولی می گویند عشق گناه است
باورت نمی شود
عشق گناه باشد و تو یک گناهکار به همین راحتی مجازاتت می کنند
و
یک تبعی سرد برایت در نظر می گیرند
چون عاشق شدی
ولی هیچ وقت با خودت فکر کرده ای
که انتهای این عشق ها چیست خرد شدن معشوقه های بی پروا و کم سو شدن امیدهای پوشالی و چیزی که آغاز شد باید
می دانم که حقیقت دل کندن بسیار زجر آور است
ولی باید با تیرگی ها جنگید
و زیبا فکر کرد که تفکر زیبایی حتما زیبایی می افریند.
بگذار قاصدک خیالت رهایی
را تجربه کند و به دنبال کسی باش که با شب گریه هایت آشنا باشد
. دل را به صاحب دل بسپار تا راه عشق را برایت هموار کند.
این روزها جاده عشق خطرناک و بس صعب العبور است
ولی اگر سازنده گوشه ای از احساس های شکسته ات دستان سردت را بگیرد از این راه به راحتی خواهی گذشت
. کشتی شکسته روحت را مجالی ده تا معنی عشق واقعی را دریابد
. فرهاد در بیستون چشم براه آمدنمان است باور کن
تو هم ساکن شهرش خواهی شد
دستانت را پر کن از محبت های واقعی انسان هایی که معنی عشق را می فهمند
و از آن کسی که رد پایی از غم و دلتنگی رفتنش را بر دلت جای گذاشت
دل بکن و مجنون وار عشق را با پاکی وجودت بیامیز
تا صاحب قلب انسان فرشته خویی شوی
می دانم که چگونه ای و حالت را درک می کنم
. دقیقه های زجر آورت را می شناسم
و می دانم که در پس احساس پاکت چقدر با بی محبتی اش گریان شدی.
همه را می دانم ولی باید به اجبار بپذیری که دیگر معشوقه ای واقعی که با نورش فقط فضای دل تو را روشن کند
کمیاب شده و آنکس که به لبخند تو به راحتی پاسخ دهد
و گذشت را پیشه کند و صبورانه کنار گریه های تو بماند عاشق واقعی است
این درد دلی بود با شما برای همه آنهایی که زخمی عشقند و امیدوارم مرهمی برای قلب های بزرگ و عاشق شما بوده باشم





خا طرات یک دوست![]()
خواهر كوچكم از من پرسيد پنج وارونه چه معنا دارد؟!
من به او خنديدم!
گفت: روي ديوار و درختان ديدم!
باز هم خنديدم!
گفت: خودم ديدم مهران پسر همسايه، پنج وارونه به مينا مي داد!
آنقدر خنده برم داشت كه طفلک ترسيد!
بغلش كردم و بوسيدم!
و با خود گفتم: بعدها با ديدن بي وقفهء درد، سقف ديوار دلت خم گردد
و آنوقت مي فهمي پنج وارونه چه معنا دارد...









دوست ندارم بگم که دوستت دارم
دوست دارم که درک کنی

دوستت دارم


بچه ها شوخی شوخی به گنجشک ها سنگ می زنند
و انها جدی جدی می میرند
آدم ها شوخی شوخی زخم می زنند
و قلبها جدی جدی می شکنند
وتو شوخی شوخی لبخند می زنی
ومن جدی جدی
عاشق می شم


چه دیر آمدی
ببين كه چگونه لبهاي ساكتم در شهوت بوسيدن لبهاي معصوم تو سكوت كرده اند ، شاخه گل سرخي به روي چشمانت ميگذارم و با چشماني بسته براي اولين بار تو را ميبوسم ، آن هنگام كه هر دو در شهوت تن غرق بوديم ديدي كه خداوند ميخنديد ، خداوند خوشحال شده بود ، خداوند خوشحال شده بود . پس بيا نترسيم و تا ابد لبهايمان را به هم گره بزنيم تا ابد . اي تنها منجي من ، مرا تنها مگذار ، اگر آسمان شوي برايت زمين خواهم شد تا به رويم بباري ، براي چشمان معصومت نگاه خواهم شد و براي گوشهايت صدا ، براي نفسهايت گلو خواهم شد و در رگهايت از خون خود خواهم دميد ، و پس از مرگت نيز براي جسد ت كفن خواهم شد ، مرا تنها مگذار ، مرا تنها مگذار . روزي كه خداوند تو را مي آفريد از او زمان مرگت را پرسيدم ! ميداني چرا ؟ براي اينكه پيش از تو بميرم و هيچ گاه مرگت را نبينم . ميخواهم تا هميشه برايم زنده باشي تا هميشه . تو ديگر تنها نيستي ، خانه اي خواهم ساخت برايت ، از استخوانهايم برايش ستون و از پوستم برايش سقفي ، قلبم را با برق شكاف ميان سينه هايت ميشكافم واز گرمي خون رگهايم براي شبهاي تاريك تنهاييت آتشي مي افروزم و تا هميشه در كنارت ميسوزم تا هميشه . . . و در عوض فقط از تو ميخواهم گونه هاي خيسم را پاك كني .
چه دیر آمدی

اشك يا گريه
تو گفتي گريه دو نقطه دارد
من گفتم سه نقطه !!!
هر دو راست مي گفتيم
من اشكهاي تو رو مي ديدم
تو گريه هاي مرا







اين دفعه اگه داشت بارون ميومد از زيرش فرار نکن 
برو زير بارون ببين چندتا از دونه های بارون رو
ميتونی بگيری اندازه قطره های بارونی که تونستی بگيری
دوستم داری
اندازه قطراتی که نتونستی بگيری


دوست دارم













عشق يعني اشك توبه در قنوت ، خواندنش با نام غفارالذنوب ::
عشق يعني چشمها هم در ركوع ، شرمگين از نام ستارالعيوب :
: عشق يعني سر سجود و دل سجود ، ذكر يارب يارب از عمق وجود
عشق يعني لحظه ي ناب دعا التماس ديدن رخسار يار
![]()









ای زيباترين عشق الهی تمام وجودم ،تمام هستی ام آکنده از
شده، بيا که سخت نيازمند وجود پر از مهر و
محبتت هستم

![]()
![]()

خواستم براي از دست دادنت اشک بريزم . ديدم تمام اشکهايم را براي بدست آوردنت ريخته ام!
زندگي را دوست دارم نه در قفس بوسه را دوست دارم نه در هوس تو را دوست دارم تا آخرين نفس
واسهء شکستن يه دل فقط يه لحظه وقت مي خواي...اما واسه اينکه از دلش در بياري شايد هيچ وقت فرصت نداشته باشي ...&
عشق بيماري است که تنها درمان آن جواب مثبت از طرف معشوق است
سرمايه ي عمر آدمي يک نفس است آن يک نفس از براي يک هم نفس است گر نفسي با هم نفسي هم نفس است آن يک نفس از براي يک عمر بس است
دختر به پسر گفت : به نظر ت من قشنگم ؟ پسر گفت : نه ....... دختر از پسر پرسيد که تو ميخواي من پيشت باشم تا هميشه ؟ پسر گفت : نه........ دختر به پسر گفت : اگه من يه روزي ترکت کنم تو برام گريه مي کني؟ پسر گفت : نه....... دختر در حالي که گريه مي کرد و مي خواست بره که پسر دستش رو گرفت و گفت : از نظر من تو قشنگ نيستي بلکه زيبايي ...... من نمي خوام تو پيشم باشي بلکه نياز دارم که تو پيشم باشي و اگه يه روز از پيشم بري من برات گريه نمي کنم بلکه مي ميرم
سعي کن آن چيزي که دوست داري به دست بياوري ، وگرنه مجبور خواهي شد آن چيزي که بدست آوردي دوست بداري
مردي زني خواست . پيش از آنکه زن به خانه ي شوهر آيد . وي را آبله بر آمد و يک چشم وي نا بينا شد . مرد نيز چون آن بشنيد گفت : مرا چشم درد آمد . پس از آن گفت نابينا شدم . آن زن را به خانه ي وي آوردند و ۲۰ سال با آن زن بود . انگاه زن بمرد . مرد چشم باز کرد . گفتند : اين چه حال است ؟ گفت : خويشتن نابينا ساخنه بودم تا آن زن از من اندوهگين نشود . گفتند: تو بر همه ي جوانمردان سبقت کردي
هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نمي شود.
دوستت دارم ، نه به خاطر شخصيت تو ، بلكه به خاطر شخصيتي كه من در هنگام با تو بودن پيدا مي كنم.
هميشه به ياد داشته باش در ارتفاعي خاص از زمين ديگر ابري وجود ندارد اگر آسمان زندگيت ابري ست به اين دليل است که روح ات به اندازه کافي اوج نگرفته است.
کسي رو انتخاب کن که انقدر دلش گنده باشه که براي اينکه تو دلش جا بشي مجبور نشي خودت رو کوچک کني
نگاه اولت بر من اثر کرد نگاه دومت ديوانه ام کرد نگاه سومت عاشق ترو کرد نگاه آخرت خاکسترم کرد.
به او گفتم: مرا دوست داري؟گفت: بلهگفتم: مثلاً چقدر ؟گفت: به اندازه ستاره هاي آسمون به آسمون نگاه کردم، ديدم هوا ابري است.....!!
دقايقي تو زندگي هستن که دلت براي کسي اونقدر تنگ ميشه که مي خواي اونو از تو روياهات بکشي بيرون و توي دنياي واقعي بغلش کني.
سخاوت را از ابر بياموزيم که ذره ذره آب مي شود تا زمين تشنه را سيراب کند.
آهاي مواظب جلوي پاتون باشيد يه وقت روشني و نور زندگي چشمتونو نزنه اونوقت دست اندازها و رو هم نمي بينيد مي افتيد تو چاه.
با کسي زندگي نکن که مي توني باهاش زندگي کني با کسي زندگي کن که بدون اون نميتوني زندگي کني
خدايا به هرکه دوست مي داري بياموز که عشق از زندگي کردن بهتراست به هرکه دوست تر داري بچشان که دوست داشتن از عشق برتراست
افراد ناتوان هرگز نمي توانند عفو كنند عفو و بخشش خصلت افراد قوي و تواناست
دوستاي خوب مثل ستاره ها ميمونن . حتي وقتي نمي بينيشون خيالت راحته که سر جاشون نشستن
هرگز نمي توانيد کسي را مجبور به دوست داشتن خود بکنيد زيرا عشق و علاقه ديگران نسبت به شما آيينه اي از کردار و اخلاق خود شماست !
آب اين رود به سرچشمه نمي آيد باز بهتر آنست که غفلت نکنيم از آغاز
عشق مثل قايقي هست که در اعماق دريا غرق ميشود ولي دوست داشتنمثل قايقي هست که رو اين دريا آرام به حرکت ادامه ميدهد پس دوست داشته باشيم نه عاشق شويم
از بچه گي به من گفتند همه را دوست بدار . حالا که فقط دل به يکي بسته ام مي گويند فراموشش کن
بي شرمانه ترين محبت وعده اي است که به واقعيت نمي انجامد
دستم بوي گل ميداد مرا به جرم چيدن گل محکوم کردند اما هيچکس فکر نکرد که شايد من گلي کاشته باشم
مراقب افكارت باش .......... چون افكارت گفتارت را مي سازد
مراقب گفتارت باش .......... چون گفتارت اعمالت را مي سازد
مراقب اعمالت باش ......... چون اعمالت عادت هايت را مي سازد
مراقب عادت هايت باش ........ چون عادت هايت شخصيتت را مي سازد
مراقب شخصيتت باش ......... چون شخصيتت سرنوشتت را مي سازد
موفقيت حاصل تصميمات درست است که براساس تجربه کسب مي شوند و تجربه به دنبال تصميم گيريهاي نادرست شکل ميگيرد
آنكه را كه دوست مي داري،آزادش بگذار اگر قسمت تو باشد، به تو برمي گردد اگر نه ، بدان از همان ابتدا از ان تو نبوده است.
محبت از درخت آموز كه سايه از سر هيزم شكن هم بر نميدارد
١- به تماشاي غروب آفتاب بنشينيد.
٢- بيشتر بخنديد.
٣- کمتر گله کنيد.
٤- با تلفن کردن به يک دوست قديمي، او را غافلگير کنيد.
٥- هديههايي که گرفتهايد را بيرون بياوريد و تماشا کنيد. شايد برايتان قابل استفاده باشند.
٦- دعا کنيد.
٧- در داخل آسانسور با آدمها صحبت کنيد.
٨- هر از گاهي نفس عميق بکشيد.
٩- لذت عطسه کردن را حس کنيد.
١٠- قدر اين که پايتان نشکسته است را بدانيد.
١١- زير دوش آواز بخوانيد.
١٢- با بقيه فرق داشته باشيد.
١٣- کفشهايتان را عوضي پايتان کنيد و به خودتان بخنديد.
١٤- به دنياي بالاي سرتان خيره شويد.
١٥- با حيوانات بازي کنيد.
١٦- کارهاي برنامهريزي نشده انجام دهيد. براي انجام آن در همين آخر هفته برنامهريزي کنيد!
١٧- براي کاري برنامهريزي کنيد و آن را درست طبق برنامه انجام دهيد. البته کار مشکلي است!
١٨- از تناقضات لذت ببريد.
١٩- دستان خود را در آسمان تکان دهيد.
٢٠- در حوض يا استخري که ماهي دارد شنا کنيد، کنار آنها.
غرورت را براي كسي كه دوستش داري بشكن ولي دل كسي را كه دوستش داري به خاطر غرورت نشكن
چرا در جست و جوي محبت هستيد ، خود خالق و باعث محبت باشيد.
دشمن خويش را ببخش اما او را دوست خود ندان.
اگر تصميم داشته باشي به زودي موفق خواهي شد زيرا ادمي ساخته افكار خويش است و فردا همان خواهد شد كه امروز مي انديشيد
شوخى و طنز موجب صميميت ميان شما و طرف مقابلتان مي شود اگر:
۱- هرگز با ارزشها و آرمانهايش شوخى نكنيد.
۲- طنز شما کنايه آميز نباشد.
۳- در لابلاى صحبتهاى جدى مطرح شود.
۴- تؤام با ظرافت و دقت باشد.
۵- زياده روي نشود.
بگذار هر روز ، رويايي باشد باور نكردني ،بگذار هر ووز عشقي باشد ،دچارشدني ، بگذار هر روز بهانه اي باشد حيات بخشيدني .
زندگي به من آموخت که چگونه فکر کنم ، ولي فکر کردن به من نياموخت که چگونه زندگي کنم
غصه مي خوردم کفش ندارم يکي را ديدم پانداشت
گذشته را فراموش کن، حال را درياب و نگاهت را به دريچه آينده بدوز فردا در انتظار توست...شتاب کن.
گفتند: شکست يعني تو يک انسان در هم شکسته اي!
گفت: نه ! شکست يعني من هنوز موفق نشده ام.
گفتند شکست يعني تو هيچ کاري نکرده اي.
گفت نه! شکست يعني من هنوز چيزي ياد نگرفته ام.
گفتند : شکست يعني تو يک آدم احمق بودي.
گفت نه! شکست يعني من به اندازه کافي جرات و جسارت داشته ام.
گفتند : شکست يعني تو ديگر به آن نمي رسي.
گفت : نه شکست يعني مي بايد از راهي ديگر به سوي هدفم حرکت کنم.
گفتند : شکست يعني تو حقير و نادان هستي
گفت: شکست يعني من هنوز کامل نيستم.
گفتند: شکست يعني تو زندگيت را تلف کردي.
گفت نه! شکست يعني من بهانه اي براي شروع کردن دارم.
گفتند: شکست يعني تو ديگر بايد تسليم شوي!
گفت : نه! شکست يعني من بايد بيشتر تلاش کنم.
بچه ها شوخي شوخي به گنجشکها سنگ مي زنند... و گنجشکها جدي جدي مي ميرند... آدمها شوخي شوخي زخم مي زنند... و قلبها جدي جدي مي شکنند... و تو شوخي شوخي لبخند مي زني... و من جدي جدي عاشق مي شوم
اي کاش تکرار لحظات تکرار با تو بودن بود
زندگي صحنه زيباي هنرمندي ماست.هر كسي نغمه خود خواند و از صحنه رود.صحنه پيوسته بجاست.خرم آن نغمه كه مردم بسپارند به ياد
اين ذهن ماست که ما را شاد -- بدبخت يا سعادتمند غني يا فقير ميسازد
عشق يعني چشماتو ببندي بري تو رويايي که ديگه دوست نداشته باشي بازشون کني
چرا وقتي مي خواهيم بريم توي رويا ! چشمها مونو مي بنديم ؟
وقي مي خواهيم گريه کنيم ؟
وقتي مي خواهيم فکر کنيم ؟
وقتي مي خواهيم تصور کنيم ؟
وقتي مي خواهيم کسي را بوس کنيم ؟
به اين دليل هستش که , قشنگ ترين چيزهاي توي دنيا قابل ديدن نيستن !!!
ديروز تمام خاطرات با تو بودنم را دور ريختم و امروز هر چه مي گردم خودم را پيدا نمي کنم
هميشه مهمترين تاثير را برخورد دفعه اول مي گذارد.
در زندگي انسان دو بار با حقيقت روبرو ميشه :1:عشق و2:مرگ
دوست واقعي کسي است که دست تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس کند
شاد ترين افراد لزوما بهترين رو ندارن اونا فقط از اونچه تو راهشون هست بهترين استفاده رو مي برن
انسان به همان اندازه كه مي تواند عاشق كسي باشد . مي تواند از او متنفر هم شود
روز گمشده زندگي شما روزي است كه در ان حتي يك بار هم نخند يده ايد
مي دوني قشنگي راه رفتن زير بارون چيه اين که هيچ کس نمي تونه اشکاتو ببين
آموخته ام ... که گاهي تمام چيزهايي که يک نفر مي خواهد، فقط دستي است براي گرفتن دست او، و قلبي است براي فهميدن وي
غم عالم مخور اي دل که عالم غم نمي ارزد به غمگين گشتن يک دل همه عالم نمي ارزد
عاشقت گشتم/ گفتي عاشقان ديوانه اند/ عاقبت عاشق شدي/ ديدي تو هم ديوانه اي
زندگي جدولي هست که جايزه ي پر کردن خانه هاي آن مرگ است
زندگي اجبار است ....مرگ انتظار است.....عشق يک بار است .....جدايي دشوار هست ياد تو تکرار هست.
عشق مثل آبه،ميتوني تو مشتت قايمش كني آخرش يه روزي مشتتو باز ميكني،ميبيني همش رفته بي اينكه تو بفهمي اما دستت پر از خا طرست
گرچه سکوت بلندترين فرياد عالم است ولي گوشم ديگر طاقت فريادهاي تو را ندارد کمي با من حرف بزن !
يک کلام محبت آميز مي تواند تمام فصل زمستان را گرم کند
آدمها خيلي نميتونن از هم دور بشن بالاخره يه چيزي جا ميمونه که مجبورن برگردن و برش دارن
كاش بودي تادلم تنها نبود،منتظر درفكر فردا ها نبود - كاش بودي تا كه يادپنجره،درفراق عشق توتنها نبود
بهتر است غرورتان را به خاطر کسي که دوستش داريد از دست بدهيد تا اينکه او را به خاطر غرورتان از دست بدهيد !!
تو ممکن است در تمام دنيا بک نفر باشي اما ممکن است براي يک نفر تمام دنيا باشي
از تمام نيروهاي خود براي رسيدن به موفقيت استفاده كنيد . براي ان وقت بگذاريد . فكر كنيد . مطالعه كنيد . مشورت كنيد و با اطمينان تصميم بگيريد . تمامي افكارهاي منفي از قبيل ترس . حسادت . تنفر . انتقام . حرص. و طمع . خرافات . و خشم را از خود دور كنيد .بخشي از اوقات خود را براي استراحت . تفكر . تنش زدايي و تمرين ارامش رواني . عظلاني اختصاص دهيد.
اراده كردن و خواستن يك ميل دروني است . كه عمل به ان موفقيت را به بار خواهد اورد . شما به شرط داشتن اراده قوي و مقاومت و شكيبايي موفق به انجام هر كاري خواهيد بود
عشق با يک لبخند شروع ميشه با يک بوسه رشد ميکنه و با اشک تموم ميشه.روشنترين آينده هميشه روي گذشته فراموش شده شکل ميگيره.نميشه تا وقتي که دردها و رنجها رو دور نريختي توي زندگي به درستي پيش بري
.روزي پسر كوچكي در خيابان سكه اي يك سنتي پيدا كرد.او از پيدا كردن سكه آن هم بدون زحمت خيلي ذوق زده شد .اين تجربه باعث شدكه او بقيه روزهاي عمرش هم با چشمهاي بازسرش را به سمت پايين بگيرد و به دنبال سكه بگردد.او در مدت زندگيش 296سكه1سنتي /48سكه 5سنتي/19سكه10سنتي/16سكه 25سنتي/2نيم دلاري و يك اسكناس مچاله شده پيدا كرد.يعني جمعا13دلارو 26سنت.اما در برابر بدست آوردن اين ثروت او زيبايي دل انگيز 31396طلوع خورشيد /درخشش 157رنگين كمان و منظره درختان افرا را از دست داد.
او هيچگاه ابرهاي سفيدي را كه بر فراز آسمانها در حركت بودند نديد.و پرندگان در حال پرواز /درخشش خورشيد و لبخند هزاران رهگذر هرگز جزيي از خاطرات او نشد.
حرفي نزنم كه دلي بلرزد...خطي ننويسم كه آزار دهد کسي را يادم باشد ...... يادم باشد كه روز و روزگار خوش است ....وتنها دل ما دل نيست....يادم باشد جواب كينه را با كمتر از مهر و جواب....دو رنگي را با كمتر از صداقت ندهم....يادم باشد بايد در برابر فريادها سكوت كنم....و براي سياهي ها نور بپاشم....يادم باشد از چشمه.....درسِِ خروش بگيرم.....و از آسمان درسِ پـاك زيستن.........يادم باشد سنگ خيلي تنهاست... يادم باشد........بايد با سنگ هم لطيف رفتار كنم مبادا دل تنگش بشكند ..... يادم باشد
يادم باشه كه يادت باشه كه يادم بياري كه يادت بدم كه ياد بگيري كه يادم بياري كه هميشه به يادتم و يادت هيچوقت از يادم نميره. اين رو يادت نره
آنچه را يك نفر بداند، هيچ كس نمي داند؟ ولي اگر دو نفر بدانند، همه كس مي دانند.!
زمانه به من آموخت؛ که هر شيرين زباني مهربان نيست
اگر دو عبارت "خسته ام" و "حالم خوش نسيت" را از زندگي خود پاک کنيد، نيمي از بي حالي و بيماري خود را مداوا کرده ايد
هرگز اميد را از کسي سلب نکن، شايد اين تنها چيزي باشد که دارد
يادمان باشد از امروز خطاي نکنيم.گر چه در خود شکستيم صداي نکنيم.يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق زهر بي سرو پاي نکنيم.
اگر پنج دقيقه وقت براي نوشتن داريد آن را صرف تراشيدن مداد خود نكنيد
شناختنت بي گناهترين گناهم بود يافتنت بهانه دلم و خواستنت نيازم و با تو بودن آرزويم و تو را گم کردن ، پيدايش سراب بود تو مانند پرستو آمدي و به دورترين ديار غربت رفتي . بي تو ثانيه ها تکراري شده اند و آيينه چيزي جز سراب را نشان نمي دهد و شقايق غريبي مي کند و جاده در انتظار مسافر است و هنوز دلم بدون تو بهانه مي گيرد و من آرزوهايم را عاشقانه زمزمه مي کنم و منتظرت هستم
اهميتي نداره که از کدامين نقطه اغاز مي کني مهم ان است که انرا کجا به پايان مي بري
بدترين شکل تنهايي ان است که در کنار او باشي وبداني که هرگز به او نخواهي رسيد
اگه اولش فكر آخرش نباشي آخرش فكر اولش مي افتي
دستت را بزار رو قلبت اين ساعت عمرت كه داره تيك تيك مي كنه . جالبه هموني كه بهت زندگي ميده برات شمارش معكوس را شروع كرده
تو برگ به آب انداز کوچک مشمار آن را شايد که نجات افتد زنبور غريقي را
هميشه تو زندگي آدما يه چيزايي هست كه هرچي سعي مي كنن نمي تونن اونارو عوض كنن
گاهي دروغ همان کاري را مي کند که يک چوب کبريت با انبار باروت مي کند
*دوست داشتن رو براي يک تجربه * عاشق شدن روبراي يک هدف *فراموش شدن رو براي قبول واقعيت
همواره به دنبال زيبايي دروني باشيد زيبايي ظاهري هيجان انگيز اما زود گذر هر کسي به اندازه درک و فهم خودش مسائل را برداشت مي کند, از کسي زياد توقع نداشته باشيد
قيافه ارث آدماست ولي قلب براي خود آدماست
اگر کليد قلبي رو نداري قفل نکن. به چشمان کسي نگاه نکن اگه دروغ خواهي گفت.به کسي سلامي نده اگه خداحافظي در پيش است.دست کسي را نگير اگر رها خواهي کرد.به کسي نگو دوستت دارم اگر ديگري در فکرت هست
مردي دختر سه ساله اي داشت . روزي مرد به خانه امد و ديد كه دخترش گران ترين كاغذ زرورق كتابخانه اورا براي آرايش يك جعبه كودكانه هدر داده است . مرد دخترش را به خاطر اينكه كاغذ زرورق گرانبهايش را يه هدر داده است تنبيه كرد و دخترك آن شب را با گريه به بستر رفت وخوابيد . روز بعد مرد وقتي از خواب بيدار شد ديد دخترش بالاي سرش نشسته است و ان جعبه زرورق شده را به سمت او دراز كرده است .مرد تازه متوجه شد كه آن روز ،روز تولش است و دخترش زرورق ها رابراي هديه تولدش مصرف كرده است . او با شرمندگي دخترش رابوسيد و جعبه رااز او گرفت و در جعبه را باز كرد اما با كمال تعجب ديد كه جعبه خالي است مرد بار ديگر عصباني شد به دخترش گفت كه جعبه خالي هديه نيست وبايد چيزي درون آن قرار داد . اما دخترك با تعجب به پدر خيره شد وبه او گفت كه نزديك به هزار بوسه در داخل جعبه قرار داده است تا هر وقت دلتنگ شدباباز كردن جعبه يكي از اين بوسه ها را مصرف كند مي گويند پدر آن جعبه را هميشه همراه خودداشت و هرروز كه دلش مي گرفت درب آن جعبه راباز مي كرد وبه طرز عجيبي آرام مي شد. هديه كار خود را كرده بود.
1)ظاهر و باطنش براي تو يکي باشد.
2)خوبي تو را خوبي خود،و بدي تو را بدي خود به حساب بياورد.
3)مال و مقام رفتار او را نسبت به تو تغيير ندهد.
4)چيزي از آنچه برايش مقدور است از تو منع نکند.
5)تو را در سختيها رها نکند.
عشق يعني،زندگي در يك بهشت
عشق يعني،انتهاي سر نوشت
عشق يعني،قطره اشك صدف
مستي و رقص سماواتي دف
عشق يعني،گريه هاي چشم خمار
بوسه هاي مهر بر لب يار
عشق يعني،شور آتش در نفس
ضجه هاي زندگي كنج قفس
عشق يعني،موج بر درياي مهر
نور لبخند ستاره در سپهر
عشق يعني،شمع دل افروختن
همچو پروانه در آتش سوختن
عشق يعني،معرفت يعني شعور
عشق يعني،اشك خونين در ميان چشم كور
عشق يعني،علت آوارگي
بي ريا بودن،صفا و سادگي
عشق يعني،اسب وحشي بي سوار
عشق يعني،همچو مجنون در گريز از روزگار
عشق يعني،سينه اي آغوش راز
عشق يعني آنچه بر هر كس نياز
اگر در زندگي جرات عاشق شدن را نداري لااقل جرات معشوق شدن را داشته باش!
هيچ چيز به خودي خود خوب يا بد نيست ، فکر ما آن را خوب يا بد جلوه گر مي سازد .
زندگي دو روز است روزي با تو و روزي بر تو پس روزي كه با توست مغرور مشو و روزي كه بر توست اندوهگين مباش در همه حال به اين بيانديش كه مي توانست بدتر از اين هم باشد
تو بازي شطرنج عاشقي، من و تو هر دو قانون بازي رو زير پا گذاشتيم. من به خاطر تو، همه رو از صفحه دلم کيش کردم و تو با انتخاب سياه ترين مهره دلت، تو يه حرکت منو جلوي همه مات کردي.
آرزو مي کنم به اندازه کافي شادي داشته باشي تا خوش باشي ! به اندازه کافي بکوشي تا قوي باشي! به اندازه کافي اندوه داشته باشي تا يک انسان باقي بموني! و به اندازه کافي اميد تا خوشحال بموني !!
آدمي مثه يه کتاب نخونده مي مونه تا وقتي اين کتاب ارزش داره که تمام صفحاتش خونده نشده باشه چون به محض خونده شدن قديمي و کسالت آور ميشه پس هميشه سعي کن کتاب زندگيت رو تند تند براي همه ورق نزني
چند قورباغه از جنگلي عبور مي کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عميقي افتادند. بقيه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و و قتي ديدند که گودال چقدر عميق است به دو قورباغه ديگر گفتند : ديگر چاره ايي نيست .شما به زودي خواهيد مرد . دو قورباغه حرفهاي آنها را نشنيده گرفتند و با تمام توانشان کوشيدند تا از گودال خارج شوند. اما قورباغه هاي ديگر دائما به آنها مي گفتند که دست از تلاش برداريد چون نمي توانيد از گودال خارج شويد ٬ به زودي خواهيد مرد .
بالاخره يکي از قورباغه ها تسليم گفته هاي ديگر قورباغه ها شد و دست از تلاش برداشت .او بي درنگ به ته گودال پرتاب شد و مرد. اما قورباغه ديگر با حداکثر توانش براي بيرون آمدن از گودال تلاش مي کرد . بقيه قورباغه ها فرياد مي زدند که دست از تلاش بردار ٬ اما او با توان بيشتري براي بيرون آمدن از گودال تلاش مي کرد و بالاخره از گودال خارج شد.
وقتي از گودال بيرون آمد بقيه قورباغه ها از او پرسيدند : مگر تو حرفهاي ما را نشنيدي ؟ معلوم شد که قورباغه ناشنوا است و در واقع او در تمام راه فکر مي کرده که ديگران او را تشويق مي کنند
اينو بدون كه تو زندگي فقط يه قلبه كه براتو مي زنه اونم قلب خودته
بهترين دوست اون دوستي که بتوني باهاش روي يک سکو ساکت بشيني و چيزي نگي و وقتي ازش دور شدي حس کني که بهترين گفتگوي عمرت رو داشتي .....
هرگز اعتبار خودتان را در بي اعتبار ساختن ديگران مجوييد
همه دنيا يه جاده است من و تو مسافرهاشيم قدر امروز رو بدونيم شايد فردا نباشيم.
زندگي جاده يک طرفه اي است که در پايان ان نوشته اند دورزدن ممنوع
اگر بهترين دوستم نيستي لا اقل بهترين دشمنم باش اگر غمخوارم نيستي لا اقل بزرگترين غمم باش.هر چه هستي بهترين باش چون بهترينها هميشه در ياد خواهند ماند پس در بدترين خاطره هايم بهترين باش.
تقدير خود را در چهره ديگران مبين.
آنجه با سخاوت بدهي به تو باز خواهد گشت.
قهرمان باش بي آنكه توجه كسي را جلب كني.
هر جا كه ايستا ده اي شادي سبز كن
و گاه براي جلب توجهي كوچك همه حرمت مان را از دست مي دهيم
هميشه براش بهترين ها رو آرزو مي کردم. ولي او رفت و بهترين آرزوها رو براي هميشه با خودش برد.
شعله عشقي که تو دلم بود رو هيچ کس نتونست خاموش کنه. اما تو، تو جشن تولد هوسهاي رنگارنگت، با يه فوت، سرد و بي نورم کردي.
قصه مي خوردم کفش ندارم يکي را ديدم پا ندارد
من از خدا يك گل خواستم اون به من يك باغ داد . من از خدا يك درخت خواستم اون به من جنگل داد . من از خدا يك دوست خواستم او تو رو به من داد
مهم اين نيست که چند بار زمين مي خوريم ، مهم اينست که با چه سرعتي برخواسته و به راهمان ادامه مي دهيم .
از زندگي هر آنچه لياقتش را داريم به ما مي رسد نه آنچه آرزويش را داريم.
رازت را به کسي نگو ! وقتي خودت نمي تواني آن را حفظ کني چگونه از ديگران انتظار داري که آن را برايت حفظ کنند؟
سه چيز خيلي سخت: 1-فولاد 2-الماس 3-خويشتن شناسي
اگه يه روز بغض گلوت رو فشرد بهت قول نميدم که مي خندومت ولي مي تونم باهات گريه کنم اگه يه روز نخواستي به حرفهام گوش بدي خبرم کن........قول مي دم که خيلي ساکت باشم اگه يه روز خواستي در بري بازم خبرم کن......قول نمي دم که ازت بخوام وايسي اما ميتونم باهات بدوم اما.....................اگه يه روز سراغم رو گرفتيو خبري نشد..........سريع به ديدنم بيااحتمالا بهت احتياج دارم
بردباري :« عشق بردبار است » ،
مهرباني: « مهربان است »،
سخاوت: « عشق در آتش حسد نمي سوزد » ،
فروتني: « غرور ندارد » ،
ظرافت : « عشق اطوار نا پسنديده ندارد » ،
تسليم : « نفع خود را خواهان نيست » ،
تسامح : « خشم نمي گيرد » ،
معصوميت:«سوء ظن ندارد » ،
صداقت : « از ناراستي شاد نمي شود ، اما با راستي به شعف مي آيد .»
شما نمي توانيد ديگران را مجبور كنيد كه دوستتان داشته باشند ولي مي توانيد به كسي تبديل شويد كه دوستش مي دارند
- مراقب افکارت باش,چون افکارت گفتارت را ميسازد. 2- مراقب گفتارت باش, چون گفتارت اعمالت را ميسازد. 3- مراقب اعمالت باش, چون اعمالت عادت هايت را ميسازد. 4- مراقب عادت هايت باش, چون عادت هايت شخصيتت را ميسازد. 5- مراقب شخصيتت باش, چون شخصيتت سرنوشتت را ميسازد
هميشه با دشمنت به گونه اي باش كه از تو كينه اي به دل نداشته باشد و با دوستت طوري رفتار كن كه از تو نقطه ضعفي نداشته باشد
هيچ کس نميتواند به عقب برگردد و از نو شروع کند اما همه مي توانند از همين حالا شروع کنند و پايان تازه اي بسازند
هرگز وقتت را با كسي كه حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند، نگذارن.
تولد با گريه .کودکي بازي.جواني با شهوت. عشق با لذت.ازدواج با حماقت. گذشت زمان با سرعت. تکرار تا ابديتتر تا ابديت
يادمان باشد از امروز خطائي نكنيم.................... گرچه در خود شكستيم،صدائي نكنيم................... يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند................... ***طلب عشق ز هر بي سر و پائي نكنيم
بدترين درد اين نيست كه عشقت بميره
بدترين درد اين نيست كه به اوني كه دوستش داري نرسي
بدترين درد اين نيست كه عشقت بهت نارو بزنه
بدترين درد اينه كه عاشق يكي باشي و اون ندونه
معرفت در گراني است به هر کس ندهندش
پر طاووس قشنگ است به کرکس ندهندش
زماني نصيحت کن هنگامي که خود به آن عمل کني
زماني محبت بياموز که خود معناي محبت را آموخته باشي
به کسي عشق را توصيف کن هنگامي که عاشق باشي
زماني دروغ را بد بدان که خود صادق باشي
متکي به خودت باش و روي پاي خودت وايسا چون بعضي وقتا کسي نيست که وقتي آدم زمين مي خوره بلندش کنه
هنگاميکه از جاده هاي شب عبور ميکني
هرگز در اين انديشه مباش که خورشيد براي تو بيگانه طلوع خواهد کرد
و قلبي که به هوس گفت : دوستت دارم
بدان که هرگز معني لغت عشق را نخواهد داشت
هر کس مانند ماه نيمه پنهاني دارد که آن را هرگز به ديگران نشان نمي دهد
افکار به اهداف منجر ميشوند،اهداف در عمل آشکار ميشوند،اعمال عادات را شکل ميدهند ،عاداث خصوصيات ما را ميسازند ،و سرنوشت ما را رقم ميزنند ترايان ادواردز
دوستت دارم نه به خاطر شخصيت تو بلکه به خاطر شخصيتي که من در هنگام با تو بودن پيدا ميکنم.
وقتي مي خواي بخندي اينقدر آروم بخند که غم از خواب بيدار نشه و وقتي داري گريه مي کني آروم گريه کن که شادي نا اميد نشه
به راحتي ميشه در مورد اشتباهات ديگران قضاوت کرد
ولي به سختي ميشه اشتباهات خود را پيدا کرد.
به راحتي ميشه بدون فکر کردن حرف زد
ولي به سختي ميشه زبان را کنترل کرد.
به راحتي ميشه کسي را که دوستش داريم از خود برنجانيم
ولي به سختي ميشه اين رنجش را جبران کنيم.
به راحتي ميشه کسي را بخشيد
ولي به سختي ميشه از کسي تقاضاي بخشش کرد.
دوست داشتن هميشه گفتني نيست گاه نگاه است و سکوت
جواني را دوست دارم بخاطر نادانيش گل را دوست دارم بخاطر زيبايش شب را دوست دارم بخاطر تنهايش تورا دوست دارم ولي نمي دانم چرا؟
وابستگي به هر چيز انسان را كور مي كند و هاله اي موهوم از جذابيت به آزادي انسان مي بخشد.
وقتي دلتنگ شدي به ياد بيار کسي رو که خيلي دوست داره
وقتي نااميد شدي به ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي
وقتي پر از سکوت شدي به ياد بيار کسي رو که به صدات محتاجه
وقتي دلت خواست از غصه بشکنه به ياد بيار کسي رو که توي دلت يه کلبه ساخته
وقتي چشمات تهي از تصويرم شد به ياد بيار کسي رو که حتي توي عکسش بهت
لبخند ميزنه
وقتي جايي نشستي که کنارت خالي بود به ياد بيار کسي رو که توي اغوشت جا
ميگرفت
وقتي به انگشتات نگاه کردي به ياد بيار کسي رو که دستاي ظريفش لاي انگشتات
گم ميشد
وقتي شونه هات خسته شد به ياد بيار کسي رو که هق هق گريش اونها رو مي لرزوند
